چیدن وسایل دخترم
سلام نی نی مامان دختر قشنگم جمعه صبح با مامان بزرگات قرار گذاشتم که از صبح بیان خونمون تا وسایلت رو بچینیم بابایی چون کار داشت و موقع بستن حساب هاست از صبح رفت شرکت منم یه کمی خونه رو جمع و جور کردم ناهار گذاشتم و رفتم دوش گرفتم تا مامان بزرگات با خاله یلدا بیان تو حمام بودم که مامان شهین رسیده بوده و پشت در نزدیک 10 دقیقه منتظر مونده بود خلاصه نیم ساعت بعدش هم مامان شهناز و خاله یلدا رسیدن و زودی شروع کردن به جابه جا کردن تخت میخواستیم تخت رو بزاریم زیر پنجره تا فضای اتاق بازتر بشه انقدر سرویس چوبی که گرفتیم سنگینه که اگه 10 نفر هم بودن نمیشد راحت جابه جاش کرد ولی اون بنده خد...
نویسنده :
مامان
9:32



